|
تخته گچی |
همگی به صف ایستاده بودند تا از آنها پرسیده شود ؛ نوبت به او رسید : "دوست داری روی زمین چه کاره باشی؟" گفت: می خواهم به دیگران یاد بدهم، پس پذیرفته شد! چشمانش رابست، دید به شکل درختی در یک جنگل بزرگ درآمده است. باخودگفت : حتما اشتباهی رخ داده است! من که این را نخواسته بودم؟!
حالا تخته سیاهی بر دیوار کلاس شده بود!
[ ] [ ] [ shiva ]
[ ]
|
|
| [ فالب وبلاگ : ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |